درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : رسول رستمی
نویسندگان
نظرسنجی
سلام دوست عزیز . نظرتون در مورد این وبلاگ چیه ؟









برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دوستانه - صمیمانه
ما ایرانی هستیم و باید از حق خودمان در برابر دشمنان دفاع کنیم.





تست روانشناسی : فكر كنید یه ظرف میوه كه توش سیب و خیار و موزه جلوتونه .... كدومو انتخاب می كنید ؟!





پاسخ : اگه شما سیب رو انتخاب كردید یعنی شما سیب دوست دارید !
اگه شماخیار رو انتخاب كردید یعنی شما خیار دوست دارید !
اگه شما موز رو انتخاب كردید یعنی شما موز دوست دارید !

 





نوع مطلب : اس ام اس عاشقی و فلسفی و طنز و جوک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 8 اسفند 1390 :: نویسنده : رسول رستمی
نظرات ()
لبخند بهانه ای است برای زنده بودن. لحظه هایت سرشارازاین بهانه ها باد!


جمع آوری کننده : رسول رستمی

پیشنهاد یا نظری دارید بفرمایید




نوع مطلب : اس ام اس عاشقی و فلسفی و طنز و جوک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390 :: نویسنده : رسول رستمی
نظرات ()

چنگال چیست ؟

وسیله ای بلاتکلیف بر سر سفره غضنفر اینا !

...........................................................

دانشمندان تشخیص دادن علت 99 درصد بی وفایی ها بی شارژیه !

...........................................................

دوست عزیز به علت مشغله زیاد از سر کار گذاشتن شما معذوریم  !

...........................................................

@ 141 @ تست هوش * !

انتقال اعتبار انجام شد

مبلغ : 2 تا بوس آبدار

کارمزد : 1 بغل محکم

موجودی جدید : یه عشق شگفت انگیز !





نوع مطلب : اس ام اس عاشقی و فلسفی و طنز و جوک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 13 دی 1389 :: نویسنده : رسول رستمی
نظرات ()

اس ام اس های عاشقونه ی جدید امروز

http://Far30SMS.Royablog.Ir

 

به من گفتی پر از آینده باشم / تو رفتی همچنان در خنده باشم / تو دریای منی، من ماهی تو / جدا از تو نباید زنده باشم

 

کاش میشد بر جدایی خشم کرد / شاخه های نسترن را با تواضع پخش کرد / کاش میشد خانه ای از هر ساخت / مهربانی را در آن سرمشق کرد

 

غمگین تر از پاییز، زمستونه که بهار ندیده، اما غمگین تر از او منم که تو را ندیدم

 

بر همان عهد که با یاد و خیالت بستم / یاد من هم نکنی باز یادت هستم

 

از شکستن دو چیز بترس، قلبی که صادقانه دوستت دارم و دلی که صادقانه به یادته

 

باز باران تا همیشه / نم نمک بر روی شیشه / مینویسم تا بدونی / مهربونیت پاک نمیشه

 

عشق را نمیشه با یه شاخه گل مقایسه کرد ولی میشه عشق رو با یه شاخه گل اثبات کرد

 

دگر حس شقایق را نداری، هوای قلب عاشق را نداری، از چشمان خونسرد تو پیداست که مثل سابق دوستم نداری

 

از معنی انتظار یک لحظه بایست / دیوانه شدن به خاطرت کافی نیست / یک لحظه بایست و یک جمله بگو / تکلیف دلی که عاشقش کردی چیست؟

 

نبودی بی تو پنهان گریه کردم / تو را دیدم و خندان گریه کردم / برای اینکه اشکامو نبینی / نشستم زیر باران گریه کردم

 

گل عشق تو هستم شبنمم باش / دلم دنیای زخمه مرهمم باش / ز درد بی کسی قلبم شکسته / تو شهر بی کسی ها همدمم باش

 

وقتی ناله های خرد شدنت زیر باران نوای دل انگیزی شد چه فرقی میکند برگ سبز کدام درختی!

 

به چشمان مهربان تو مینویسم حکایت بی نهایت عشق را تا بدانی که محبت و عشق را در چشمان تو آموختم و با تو آغاز کردم عاشقانه ها را

 

به این وبلاگ نگاهی بندازید در همه موضوعاتی وجود دارد

www.RRostami66.mihanblog.com





نوع مطلب : اس ام اس عاشقی و فلسفی و طنز و جوک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 8 شهریور 1389 :: نویسنده : رسول رستمی
نظرات ()

**************

مادرجون این دسته گل تقدیم تو،به شرط اونکه تو خودت گل باشی و من خاک زیر پات

**************

درزیباترین واژه بر لبان آدمی واژه مادر است. زیباترین خطاب مادر جان است. مادر واژه ایست سرشار از امید و عشق. واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید. روزت مبارک مادر

 

 

**************

زن هستی ساز و نظم ده و مهر گستر است ســـــــــــرچشمهء محبت و الطاف داور است بهر صفا و لطف خـــــــــــدا عشق مظهر است بعد از خـــــــدا به سجده بوَد زآنکه مادر است

**************

به یاد می آورم لحظه های فراز را که صدای او اعتبارم می بخشید و لحظه های نشیب را که اعتمادم به یاد می آورم افرای افراشته ای را به یاد می آورم مادرم را ...

**************

آسودگی از محن ندارد مادر آسایش جان و تن ندارد مادر دارد غم و اندوه جگر گوشه خویش ورنه غم خویشتن ندارد مادر

**************

می دونی فرق روز پدر با روز مادر چیه ؟

روز مادر طلا فروشی ها شلوغ می شه

اما روز پدر جوراب فروشی ها ..

می دونی شباهشتون چیه ؟

پول هر دو از جیب بابا می ره

**************

مثِ یه سایه داری گم می شی آروم آروم، روی جاده

با خودم می گم کاشکی بباره بارون، اما چه فایده؟

بغضمو می ریزم تو چند حرف ساده...

دوستت دارم

**************

مگه میشه نباشی تو حریر خاطرم

مگه میشه نگذری از کنار پنجره ام

مگه میشه بی هوات لحظه ای نفس کشید

مگه میشه بی چشات رنگ خوشبختی رو دید

**************

سکوتی بود بر قلبم که با آن میزدم فریاد اگر از شهر غم رفتی مرا هرگز مبر از یاد

**************

آنگاه که ضربه های تیشه زندگی را بر ریشه آرزوهایت حس می کنی, به خاطر بیاور که زیبایی شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است.

**************

هر موقع خواستی از کسی جدا بشی یادت نره بهترین راه اینه که بهش بگی برای همیشه خدانگهدار، شاید طرف مقابلت ناراحت بشه و قلبش بشکنه ولی بهتر از اینکه منتظر بمونه

**************

برای هزارمین بار پرسید: تا حالا شده من دل تو را بشکنم؟من هم برای هزارمین بار به او دروغ گفتم : نه! هیچوقت...

تا مبادا دلش بشکند

**************

چه زیباست به یاد تو با چشمهای خسته گریستن چه زیباست همیشه در تنهایی تو را حس کردن چه زیباست در خیال با تو زندگی کردن عزیزم نام تو بر قلبم خالکوبی شده تا فراموشت نکنم . نازنین من همچون نفس کشیدن تو را بخاطر می سپارم. یک روزه دیکه هم بدون تو گذشت

**************

می شود ای دوست آیا آن نگاهت را خرید ؟

یا برای آسمان ها روی ماهت را خرید؟

من دلم لبریز از آشوب و زنگار رو غم است

می شود آیینه وش یه لحظه آهت را خرید؟

**************

شب بهت اس ام اس دادم که بگم : دنیام تاریکه مثل شب ، تنهام مثل ماه ، کوچیکم مثل ستاره ، اما دوستت دارم قد آسمونی که اندازه نداره ...

**************

من ریسمان عشق ترا پاره می کنم.شاید گره خورد و به تو نزدیکتر شوم

**************

اگه خرابی خرابتم

اگه مستی شرابتم

اگه هستی کنارتم

اگه نیستی به یادتم

**************

اگر باغ نگاهم پر ز خار است ،‌ گلم تاراج دست روزگار است، به چشمانت قسم با بودن تو ، زمستانی ترین روزم بهار است.

**************

عاشق آن نیست که عشق تکه کلامش باشد. عاشق آن است که وفاداری مرامش باشد.

**************

زندگی درک همین امروز است . ظرف دیروز پر از بودن توست . شاید این خنده که امروز دریغم کردی ، آخرین فرصت همراهی ماست.

**************

شاد باش که از شادی تو دلشادم ، تا تو شادی ز غم هر دو جهان آزادم ، لذت زندگی من همه خرسندی توست ، بی وفایم که وفایت برود از یادم ...

**************

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

به اینکه من دوستت دارم حتی یه لحظه شک نکن...

 

 

منبع :

www.RRostami66.mihanblog.com

استفاده از مطالب بدون ذکر منبع مجاز نمی باشد

 





نوع مطلب : اس ام اس عاشقی و فلسفی و طنز و جوک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 6 شهریور 1389 :: نویسنده : رسول رستمی
نظرات ()

غم اگر سیرم کند،غصه اگر پیرم کنددست بزرگ آسمان اگر زمین گیرم کند،بازم میگم دوست دارم.

بزرگترین آرزوم اینه که کوچکترین آرزوی تو باشم.

آنچنان عاشق باش که هیچ ایرادی را نبینی نه انقدر بینی که هرگز عاشق نشوی.

وحشت از ابری ندارم که مدام بر دل ببارد/وحشت از اجل ندارم که مرا در خاک بکارد/روزگارانم گذشت با عشق و امید ای خدا/می هراسم از حضوری که مرا تنها گذارد.

من یه ماهیم که تو آکواریوم دل تو زندگی می کنم،میدونی اگه دلت بشکنه من میمیرم ؟

دوست دارم اشک باشم گوشه چشمت بشینم،تا اگه روزی بیفتم صورت ماهتو ببوسم.

من عاشقم همین و بس غصه نداره بی کسیم/قشنگی قسمت ماست که ما به هم نمی رسیم.

مرداب برای بدست آوردن نیلوفر سالها می خوابه تا آرامش نیلوفر بهم نخوره،پس اگه کسی رو دوست داری برای داشتنش سالها صبر کن.

کاش می شد بوسه بارانت کنم/جان عاشق را به قربانت کنم/ای که دور از منو در قلب منی/باوفا باش که دنیای منی.

شهر به شهر گشتم،زیبا تر از تو نبود/قصه به قصه خواندم،تنها تر از تو نبود/دنبال جایی برای غرق شدن می گشتم/دریا به دریا گشتم،دریا تر از تو نبود.

مشترک عزیز،اعتبار دوستی شما رو به اتمام است0 لطفا برای شارژ مجدد آن یک بوسه بفرستید.

معشوقی از عاشق پرسید؟من قشنگم:عاشق جواب داد:نه...پرسید دلت می خواد با من باشی؟باز جواب داد:نه...اگه ترکت کنم گریه میکنی؟...نه.معشوق با چشمان پر از اشک می خواست عاشق رو ترک کنه که عاشق دست معشوق رو گرفت و گفت:تو قشنگ نیستی بلکه زیبایی...من نمی خوام با تو باشم من نیاز دارم با تو باشم...اگه بری گریه نمی کنم،میمیـــــــــرم.

تا حالا کفشاتو نگاه کردی؟دوتا همراه،دوتا عاشق که بی هم میمیرن،باهم خاکی می شن،بدون هم زیر بارون نمیرن،کاش آدما از کفشاشون یاد بگیرن.

گویند غروب جاییست که زمین آسمان رو می بوسد،امشب برات غروب می کنم،کجایی آسمان من؟

ما در هیچ سرزمینی زندگی نمی کنیم،منزل حقیقی ما قلب کسانیست که دوستشان داریم.

اگر بگریم گویند عاشق است،اگر بخندم گویند دیوانه است،پس می گریم و می خندم تا بگویند یک عاشق دیوانه است.

انقدر در کشتی عشقت نشینم روز و شب/یا به ساحل میرسم یا غرق دریا می شوم.

گویند ضریح چشم تو معجزه دارد،ای کاش من زائر چشمان تو بودم.

تو مرا می فهمی من تورا می خواهم،تو مرا می خوانی من تورا ناب ترین شعر زمان می دانم و تو تا ابد در دل من میمانی.

بزرگترین درد دنیا این است که بدانی،پناهگاه لحظاتت پناهگاه دیگری دارد.

دیوانه را محبت آرام می کند،ما را محبت تو دیوانه می کند.

کسی که به دل نشست،نشستنش مقدس است/حتی اگه نخواهد، نفس کشیدنش بس است.

یکبار از کنار دریا عبور کردی یک عمر امواجش برای بوسیدن جای پات میان و میرن.

برای قلب مهربان تو که اولین حکایت بی انتهای عشقم هستی می نویسم:عاشقانه دوستت دارم.

هر وقت تونستی برف رو سیاه کنی،پر کلاغ رو سفید کنی،آتیش رو بوس کنی،توی آب یه نفس عمیق بکشی،اون موقع منم می تونم فراموشت کنم.

زیباترین عکس ها در اتاق های تاریک ظاهر میشن،پس هر وقت تو قسمت تاریک زندگیت واقع شدی،بدون که خدا قصد داره یه تصویر زیبا ازت بسازه.

زندگی حکمت اوست...زندگی دفتری از حادثه هاست...چند برگی رو تو ورق خواهی زد،مابقی رو قسمت.

اگه یه روز تورو فروختم،فکر نکن آدم فروشم من گل فروشم.

قسم بهLove پاکم/ز عشقYou هلاکم/ای گل ریشه ریشه/I Love You همیشه.

عکس لبخندت مرا ابری کرد،عکس تو خنده به لب داشت ولی اشک چشمان مرا جاری کرد.

گویند شیشه احساس ندارد،ولی وقتی روی شیشه ی بخار گرفته ای نوشتم دوستت دارم،آرام گریست.

اگه با دیدن من غم تو دلت جا میشه،میمیرم که تا ابد قلب تو آروم بگیره.

درون کوچه ی قلبم چه غمگینانه می پیچد صدای تو که می گفتی:به جز تو دل نمی بندم.

هر قطره اشک نشان دل شکستگی ست،هر سکوت نشان تنهایی ست،هر لبخند نشان مهربانی ست و هرSmsنشانه ای از دلتنگی من برای توست.

دوصتت دارم با«ص»صابون تا همه تو کفش بمونن.

هفت شهر عشق:شهر اول:نگاه و دلربایی.شهر دوم:دیدار و آشنایی.شهر سوم:روزهای شیرین طلایی.شهر چهارم:بهانه،فکرجدایی.شهر پنجم:باوفایی.شهر ششم:دوری و بی اعتنایی.شهر هفتم:اشک،آه و تنهایی.

باوفا باشی جفایت می کنند/بی وفایی کن وفایت می کنند/مهربانی گرچه آیینی خوش است/مهربان باشی رهایت می کنند.

گرچه دنیا فراموش کند خاطره ها ،تو فراموش نکن آنچه میان من و توست.

جاده ی عشق تا اطلاع ثانوی لیز و لغزنده می باشد؛از عاشقانی که قصد سفر در این جاده را دارند،تقاضا می شود خود را به زنجیر محبت و صمیمیت مجهز کنند.«پلیس راه عاشقان»

صرف فعل بوسیدن:بوسیدم،بوسیدی،چه حالی داد.

خدای من اگر قلب داشتم،کینه و نفرت های خود را بر روی یخ می نوشتم و در انتظار برآمدن خورشید می ماندم.«گابریل گارسیا مارکز»

میدونی فرق تو با عشق،زندگی و گل چیه؟عشق یک کلمه ست اما تو معنی اونی،زندگی اجباره اما تو دلیل اونی و گل یه گیاه ست اما تو عطر اونی.

کهنه فروش داد می زد:چراغ شکسته می خریم،کفشای کهنه می خریم،اسباب کهنه می خریم،بی اختیار داد می زنم:آهای کهنه فروش قلب شکسته می خری.

دریا باش تا اگر کسی سنگی به سویت پرتاب کرد،سنگ غرق شود،نه آنکه تو متلاطم شوی.

هر وقت احساس کردی گناه کسی آنقدر بزرگ است که نمی تونی او را ببخشی،بدان که اشکال در کوچکی قلب توست،نه در بزرگی گناه او.

انسان با سه بوسه تکمیل می شود:1-بوسه ی مادر که با آن پا به عرصه ی خاکی می گذارد.2-بوسه ی عشق که یک عمر با آن زندگی می کند.3-بوسه ی خاک که با آن پا به عرصه ی ابدیت می گذارد.

می نویسن«د-ی-د-ا-ر»تو اگر بی من و دلتنگ منی، یک به یک فاصله ها رو بردار.

دوست داشتن همیشه گفتن نیست؛گاه نگاه است و سکوت...

آغاز کسی باش که پایان تو باشد/در روح کسی باش که در جان تو باشد.

دیگه از چشام افتادی«می دونی کجا»؟افتادی صاف تو قلبم.

زندگی چیزی نیست که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود.

آلبرت انیشتین می گه:عشق مثل ساعت شنی می مونه،هم زمان که قلب رو پر می کنه،مغز رو خالی می کنه.

هنر شمشیرآن است که یکی را دوتا می کند اما هنر عشق آن است که دوتا رو یکی می کند.

منم تنها ترین تنهای تنها/تویی زیبا ترین زیبای زیبا/منم یلدای بی پایان عاشق/تو بودی مرهم زخم شقایق/نگاهت را پرستم ای نگارم/فدای تار مویت هرچه دارم.

شیشه پنجره را باران شست/از دل من چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

 

منبع :

www.RRostami66.mihanblog.com

استفاده از مطالب بدون ذکر منبع مجاز نمی باشد

 

 

 





نوع مطلب : اس ام اس عاشقی و فلسفی و طنز و جوک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 6 شهریور 1389 :: نویسنده : رسول رستمی
نظرات ()

سالگرد ازدواج

سالگرد ازدواج
1) زن :عزیزم امید وارم همیشه عاشق بمانیم وشمع زندگیمان نورانی باشد.
2) مرد: عزیزم کی نوبت کیک می شه؟

*****
روز زن
1)زن : عزیزم مهم نیست هیچ هدیه ای برام نخریدی یک بوس کافیه
2)مرد: خوشحالم تو رو انتخاب کردم اشپزی تو عالیه عزیزم (شام چی داریم؟)
*******

روز مرد
1) زن :وای عزیزم اصلا قابلتو نداره کاش می تونستم هدیه بهتری بگیرم.
2) مرد:حالا اشکال نداره عزیزم سال دیگه جبران می کنی (چه بوی غذایی می یاد)

*****
40 روز بعد از تولد بچه
1) زن:وای مامانی بازم گرسنه هستی , (عزیزم شیر خشک بچه رو ندیدی)
2)مرد: با دهان پر(نه عزیزم ندیدم , راستی عزیزم شیر خشک چرا اینقدر خوشمزه است)
******

40 سال بعد
1)زن :عزیزم شمع زندگیمون داره بی فروغ میشه ما پیر شدیم
2)مرد :یعنی دیگه کیک نخوریم
******

2 ثانیه قبل از مرگ
1) زن :عزیزم همیشه دوستت داشتم
2) مرد: گشنمه
*****

وصیت نامه
1) زن: کاش مجال بیشتری بود تا درمیان عزیزانم می بودم ونثارشان می کردم تمام زندگی ام را!!
2) مرد:شب هفتم قرمه سبزی بدید

اون دنیا
1)زن : خطاب به فرشته ی مسول :خواهش می کنم ما را از هم جدانکنید , نه نه عزیزم , خدایا به خاطر من(((وسر انجام موافقت می شه مرد از جهنم بره بهشت )))
2)مرد :خطاب به دربان جهنم: حالا توی بهشت شام چی میدن

 

 

منبع :

www.RRostami66.mihanblog.com

استفاده از مطالب بدون ذکر منبع مجاز نمی باشد

 

 





نوع مطلب : اس ام اس عاشقی و فلسفی و طنز و جوک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 6 شهریور 1389 :: نویسنده : رسول رستمی
نظرات ()

آنکه مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت ،

 

در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت

 

خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد،

 

تعنه ای بر در این خانه تنها زد و رفت . . .

 

میل دریا گر کنی ، من دیده را دریا کنم

 

میل صحرا گر کنی ٬ من سینه را صحرا کنم

 

نا امیدم گر کنی میمیرم اما باز هم

 

در همان حالت که میمیرم دعایت می کنم . . .

 

کلامت گرم و شیرین چون ترانه ، نگاهت دلفریب و شاعرانه

 

منم قایق به روی موج دریا ، تویی ساحل ، تویی لطف کرانه . . .

 

زندگی قصه مرد یخ فروشی است که از او پرسیدند : فروختی ؟ گفت : نخریدند تمام شد

 

وقتی که من عاشق شدم .... شیطان به نامم سجده کرد ..... ادم زمینی تر شد و عالم به ادم سجده کرد ............ ... من بودم و چشمان تو .... نه آتشی و نه گلی ..... چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاشقی

 

از خدا پرسیدم چی دوست داری ؟ گفت : سخاوت . دیوانه گفت: حماقت . غم گفت: ملامت . کوه گفت: صلابت . معشوق گفت : نگاهت . فدای تو که گفتی : رفاقت

 

 

منبع :

www.RRostami66.mihanblog.com

استفاده از مطالب بدون ذکر منبع مجاز نمی باشد

 

 





نوع مطلب : اس ام اس عاشقی و فلسفی و طنز و جوک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 6 شهریور 1389 :: نویسنده : رسول رستمی
نظرات ()

اس ام اس عید نوروز 89

نوروز شعر بی غلطی است که پایان رویاهای ناتمام را تفسیر می کند.
لحظه ای که سال تحویل میشه ... تنها لحظه ایه که بی منت به من لبخند میزنی ... کاش هر ثانیه برای من سال تحویل باشه تا لبخند همیشه مهمون لبای سرخت بمونه... سال نو مبارک گلم
نوروز پیامبر مهر است که مرا وامی دارد تنها به خاطر تو دوست داشتن را یاد بگیرم.
کارگردانی است نوروز که می گوید نور ..صدا...حرکت و من برای به دست اوردنت همه نقشهای عالم را بازی می کنم.
سلامت
سعادت
سیادت
سُرور
سَروری
سبزی
و سَرزندگی
هفت سین سفره ی زندگیتان باد
امروز دو نفر از من ادرس و شماره تو رو گرفتن..منهم بهشون دادم..یکی خوشبختی..یکی موفقیت
تو سال جدید هر روز میان سراغت
فرخنده باد بر همگان مقدم بهار

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : اس ام اس عاشقی و فلسفی و طنز و جوک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 6 شهریور 1389 :: نویسنده : رسول رستمی
نظرات ()

 

اس ام اس خارجی  و فارسی

 

for voice is pray

برای صدای شما دعا به درگاه خداوند

for eyes is pity

برای چشمان شما رحم و شفقت

for hands is charity

برای دستان شما بخشش

for heart is love

برای قلب شما عشق

and for life is friendship

و برای زندگی شما دوستی هاست

No one can go back and make a new start

هیچ کس نمیتونه به عقب برگرده و همه چیز را از نو شروع کنه

Anyone can start from now and make a brand new  ending

ولی هر کسی میتونه از همین حالا عاقبت خوب و جدیدی را برای خودش رقم بزنه

God didn't promise days without pain

خداوند هیچ تضمین و قولی مبنی بر این که حتما روزهای ما بدون غم بگذره

laughter without sorrow , sun without rain,

خنده باشه بدون هیچ غصه ای، یا خورشید باشه بدون هیچ بارونی، نداده

but He did promise strength for the day, comfort for the tears

ولی یه قول رو به ما داده که اگه استقامت داشته باشیم در مقابل مشکلات،

تحمل سختی ها رو برامون آسون میکنه

and light for the way

و چراغ راهمون میشه

Disappointments are like road bumps, they slow  you down a bit

نا امیدی ها مثل دست اندازهای یک جاده میمونن

ممکنه باعث کم شدن سرعتت در زندگی بشن

but you enjoy the smooth road afterwards

ولی در عوض بعدش از یه جاده صاف و بدون دست انداز بیشتر لذت خواهی برد

Don't stay on the bumps too long



ادامه مطلب


نوع مطلب : اس ام اس عاشقی و فلسفی و طنز و جوک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 6 شهریور 1389 :: نویسنده : رسول رستمی
نظرات ()

اس ام اس عاشقانه


آره من اونم كه گفتم واسه چشم تو دیوونم

آره من قول دادم تا تهش باهات بمونم

ولى سرد شده نگام با یخ دوریت

من فقط یكم شكستم، خوب نگام كنى همونم..

……………………………………………….

جغرافیای کوچک من بازوان توست

ای کاش تنگ تر شود این سرزمین به من....!

………………………………………………..

فال دل را حکم کردم تا بدانی ای نگارم در قمار با تو بودن هستی ام را میگذارم

نقاش ازل تا که به چشمان تو پرداخت دیوانه شد از طرز نگاهت؛ قلم انداخت

…………………………………………………

جا برای من گنجشك زیاد است ولی

من به درختان خیابان تو عادت دارم

…………………………………………………..

گرچه ما را نکنی یاد ولی ما هستیم ، دل به پیامی که نمیدی بستیم .

به تو تبریک میگم که بیخودی

توی زرق و برق دنیا گم شدی

به تو تبریک می گم این گم شدنو

گل گلخونه مردم شدنو

اگه رفتی . اگه سرنوشتِ اشکامو ندیدی..

من به نقطه سر خط . تو به سرنوشتِ تازه ای رسیدی..

……………………………………………….

گله دارم ز همه ، قول و قرارهایی که نشد

سردی عشق تو و فصل بهاری که نشد

………………………………………………..

تو احساسی به من دادی که وصفش(... )نقطه چین باشه

نمی دونی چقد خوبه اگر که عشق این باشه !!!

 

………………………………………………………………………………………………………

منبع :

www.RRostami66.mihanblog.com

استفاده از مطالب بدون ذکر منبع مجاز نمی باشد .





نوع مطلب : اس ام اس عاشقی و فلسفی و طنز و جوک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 6 شهریور 1389 :: نویسنده : رسول رستمی
نظرات ()

      جک
1-غضنفر ساندویچ‌فروشی, داشته، ‌یك روز یك بابایی میاد میگه: ‌قربون یك ككتل بده، ‌فقط بی‌زحمت توش گوجه نگذار. تركه میگه: آقا امروز گوجه نداریم، میخوای خیارشور نگذارم؟!!

2-غضنفر از طبقه صدم یه ساختمون می‌پره پایین، به طبقه پنجاهم كه میرسه میگه: خب الحمدالله تا اینجاش كه بخیر گذشت!!!

3-غضنفر میره لباس فروشی،‌میگه:‌ببخشید شلوار نخی دارید؟ یارو میگه:‌بعله. تركه میگه: بی‌زحمت دونخ بدین!!!

4-غضنفر میخ میره تو پاش، نمیتونه درش بیاره،‌كجش میكنه!!
            
5-غضنفر میخواسته دور كمرشو اندازه بگیره، ‌یه خطكش میكنه تو كونش ضربدر 3.14 میكنه!!!

6-غضنفر داشته با رفیقش رو بوسی میكرده، رفیقش بهش میگه،‌غضنفر چرا گردنت بو میده؟!‌تركه میگه:‌آخه چند روزه هر كی میگوزه میندازه گردن ما!!!

7-شباهت غضنفر و اسپرم چیه؟ تو هردوتاشون از هر چند میلیون یكیش آدم در میاد!!!

8-غضنفر میره به یكی خبر مرگ مادرش رو بده، بهش میگه: یه شتری بود كه در خونه همه میخوابید!؟ یارو میگه: خوب؟ میگه: این دفعه رو ننه تو خوابید!!!

9-دو تا هزارپا عروسی می كنند، آخرشب عروس و داماد رو می‌فرستند تو حجله. یك سه چهارساعتی می‌گذره، ملت می‌بینند خبری نشد. مادر عروس میره از پشت درمی‌پرسه، بابا داریدچی‌كارمی‌كنید؟چقدر طولش می‌دید؟! داماده با صدای خسته و كوفته میگه: خانوم این دختر شما پدر منو درآورده، مادردختره می‌پرسه: یعنی چی؟! مگه چی‌كار كرده؟ داماده میگه: بابا هرچی ازش می‌پرسم نمیگه كسش لای كدوم پاشه!!

10-تمساحه میره گدایی،‌میگه:‌به من بدبختِ مارمولك كمك كنید!!!

11-غضنفر مهم میشه زیرش خط میكشن، تو امتحان میاد!!!
 
12-به غضنفر میگن: چند تا حیوون نام ببر كه پرواز كنه. میگه:‌كبوتر، كلاغ، خر! بهش میگن: بابا خر كه پرواز نمیكنه! میگه: بابا خره دیگه، یهو دیدی پرواز كرد!!!
   
13-یك بابایی میخوره زمین دستش پیچ میخوره، منتها كون گشادیش میومده كه بره دكتر نشونش بده.خلاصه دستش یك مدت همینجور درد میكرده، تا یك روز رفیقش بهش میگه این داروخونة سر كوچه یك كامپیوتر آورده كه صد تومن میگیره، سر سه سوت هر مرضی رو تشخیص میده. یارو هم میگه: خوب دیگه صد تومن كه پولی نیست، بریم ببینیم چه جوریاست. خلاصه میره اونجا، میبینه یك دستگاه گنده گذاشتن، جلوش یك شكاف داره، روش نوشته: لطفاٌ اسكناس صد تومانی وارد كنید. یارو یك صد تومنی میگذاره، یهو یك چیز قیف مانند میاد بیرون، میگه: نمونة ادرار! طرف هم با خجالت میكشه بیرون و میشاشه تو جناب قیف. بعد از دو سه دقیقه تلق تولوق و بوق بوق، كامپیوتره یك تیكه كاغذ میده بیرون كه روش نوشته بوده: یكی از تاندنهای دست شما پاره شده. باید یك هفته ببندینش و باهاش كار سنگین نكنید تا خوب شه. یارو كف میكنه كه این لا مصب اینهمه چیز رو چطور از شاش آدم میفهمه؟! خلاصه كرمش میگیره كه ببینه میشه گولش زد یا نه. فرداش یك شیشه مربا ورمیداره، تا نصف توش آب شیر میریزه، بعد میده سگش توش بشاشه، یك دونه از آدامسای دخترش رو هم میندازه توش، آخر كاری هم یك تریپ جلق میزنه، یكم از آب كیرش رو اضافه میكنه به معجون، بعدم میره همون داروخونه، معجونش رو میریزه به جای نمونه ادرار. كامپیوتره یك 15 دقیقه قیژ قیژ و دلنگ دلونگ میكنه، بعد یك كاغد چاپ میكنه میده بیرون كه روش نوشته بوده: آب شیرتون آهك داره، باید لوله كش بیارید درستش كنه. -سگت قلبش ناراحته، همین روزها تموم میكنه. -دخترت حاملست، باید بری خر پسر طبقه پایینی رو بگیری. -درضمن اگه بخوای همینجوری یك بند جلق بزنی، تاندن دستت هیچ وقت خوب نمیشه!!!

14-شیره‌ایه می‌میره، می‌برنش بهشت. دو سه روز می‌گذره، ‌یك روز میان ازش می‌پرسند كه همه چی میزون هست یا نه، میگه: والله همه چیز عالیه، فقط یوخده شـوژ میاد! می‌برنش دم مرز جهنم كه یخورده گرمای جهنم بخوره بهش، بلكن گرم شه. دوباره بعد از چند روز میان می‌پرسند: خوب اوضاع چطوره؟ میگه: والله همه‌چی خوبه، ولی هنوز یوخده شـوژ میاد،میگن بابا تو اصلاً لیاقت بهشت رو نداری، میندازنش تو جهنم! بعد از چند روز میان، می‌پرسند: خوب بالاخره گرم شدی؟ میگه: والله اینجا بهتره، ولی هنوزهم یوخده شـوژ میاد،شاكی می‌شند میندازنش طبقه هفتم جهنم، تو مركز آتیش. چند روز می‌گذره، ‌میان بهش سر بزنن ببینیند اوضاع احوالش چطوره. تا درو باز می‌كنند، یارو داد میزنه: ‌داداش اون درو ببند،‌شــوژ میاد،‌تازه اینجا هوا گرم شده بود!!

15-غضنفر یه بچه خوشگل مهمونش بوده، هی میخواسته بكندش ولی نمیدونسته چطور حالیش كنه. تو همین احوال، یكی در می‌زنه.قزوینیه میره دم در بعد از یه مدتی شاكی بر میگرده،‌پسره میگه:‌چی شده؟قزوینیه میگه:‌هیچی این پسر همسایه بود،‌میگفت:‌بابام گفته یه كاسه تف بدین،‌مهمون داریم میخوایم بكنیمش! می‌بینی بالام جان چه مردم بی ملاحظه‌این؟! نمیگن ما خودمون هم مهمون داریم!!!

16-زنه میره پارچه فروشی خرید میكنه،‌بعد به فروشنده میگه: چقدر میشه؟! یارو میگه:‌خانم شما نمیخواد پول بدین، بجاش یه دور از جلو به من بدین،زنه میگه:‌حاج‌آقا اینجوری كه خیلی گرون میشه،اگه میخواین من یه دور، از عقب بهتون میدم ،یارو میگه: ‌نه خانم این كه خیلی كمه، به جون بچه‌هام اینی كه شما میگید قیمت خریدشه!!!

17-غضنفر داشته با تمام وجود وضو میگرفته و دستاشو محكم میكشیده رو هم، ازش میپرسن: چرا اینقدرمحكم وضو میگیری؟ میگه: چنی آرم وضو میرم كه هیچ گوزی نتنِه باطلش كنه!!! 
 
18-از غضنفر میپرسن: چند تا بچه داری؟ 4 تا از انگشتاشو نشون میده، میگه: 3 تا!! ملت كف میكنن، میگن: بابا اینا كه 4تاست؟ تركه انگشت كوچیكشو نشون میده، میگه: این بچة همسایمونه، ولی همیشه خونة ماست!!!
 
19-غضنفر تو جبهه تركش میخوره جفت تخماش كنده میشن. میره دكتر، یارو براش یه تخم از چوب میگذاره یكی از آهن. چند سال میگذره، تركه ازدواج میكنه و بچه دار میشه. یه روز تو خیابون دكتره رو میبینه، دكتره بهش میگه: خـوب، چطوری؟ بچه ها چطورن؟ تركه میگه: آقای دكتر! پینوكیو خوبه ولی اون ترمیناتوره خیلی اذیت میكنه!!!
 
20-غضنفر از صدای جیرجیرك خوابش نمیبرده، میاد جیرجیركه رو روغنكاریش میكنه!!

21-یارو زن اینكارهه میره دكتر زیبایی، میگه: آقای دكتر، بیزحمت دور نافم یكم مو بكارید!! دكتره كف میكنه، میگه: خانم همه میان اینجا موهای اضافة بدن رو بسوزونن، شما اومدین دور نافتون مو بكارید؟! زنه میگه: والله اقای دكتر دیدیم كار و كاسبی خوبه، گفتیم یك شعبه هم بالاتر بزنیم!!!
 
22-به غضنفر میگن اعضای خانوادتو نام ببر، میگه: صاایران، امرسان، موبایل، آمریكا!! میگن: مرتیكه این كس‌شعرا چیه میگی؟! رشتیه میگه: آخه شما نمیدونی؛ صاایران دختر كوچیكمه، هر روز بهتر از دیروز! امرسان دختر بزرگمه، زیبا جادار مطمئن! موبایل خانمه، كه هیچ وقت در دسترس نیست! آمریكا هم خودمم، كه هیچ غلطی نمیتونم بكنم!!!

23-دو تا غضنفر میرن سوراخ لایة اوزن رو بدوزن، خودشون میمونن اونور!!!
 
24-غضنفر یه بچه خوشگل بلند كرده بوده، پای معامله كه میرسن قزوینه میگه: ببین بالام جان، اگه بزاری توش بزارم 50 تومن بت میدم اگر هم بزاری لاش بزارم 100 تومن بت میدم. بچهه هم پیش خودش میگه: عجب نرخ خوبیه! بزار یه لاپا بهش بدیم 100 تومن كاسب بشیم. خلاصه تا وارد عمل میشن قزوینیه امونش نمیده و تا دسته میكنه تو ماتحت بچه مردم! پسره هم بدبخت با هزار مكافات خودشو میكشه بالا میگه: خواركسده مگه قرار نبود لا پام بذاری؟! پس چرا كردی توش؟! قزوینیه میگه: بالام جان به جون تو دست كردم تو جیبم دیدم 50 تومن بیشتر ندارم!!!
 
25-غضنفر تو یك شب برف و بورانی داشته از سر زمین برمیگشته خونه، یهو میبینه یكجا كوه ریزش كرده، یك قطار هم داره ازون دور میاد! خلاصه جنگی لباساشو درمیاره و آتیش میزنه، میره اون جلو وامیسته. رانندة قطاره هم كه آتیشو میبینه میزنه رو ترمز و قطار وا میسته. همچین كه قطار واستاد، تركه یك نارنجك درمیاره، میندازه زیر قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار میشن! خلاصه تركه رو میگیرن میبیرن بازجویی، اونجا بازجوه بهش میتوپه كه: مرتیكة خر! نه به اون لباس آتیش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! تركه میزنه زیر گریه، میگه: جناب سروان به خدا من از بچگی این دهقان فداكار و حسین فهمیده رو قاطی میكردم!!!
 
26-غضنفر لب دریا نشسته بوده یه دفعه یه زن خوشگل شنا كنان میاد پیشش وبهش چشمك میزنه. تركه میگه: جل الخالق! ما اسب‌ماهی دیده بودیم، سگ‌ماهی دیده بودیم، فیل‌ماهی‌دیده بودیم، اما دیگه جنده‌ماهی ندیده بودیم!!!
 
27-غضنفر بچش بعد از عید فطر به دنیا میاد، اسمشو میگذاره: پسفطرت!

28-از غضنفر میرسن: اسمت چیه؟ میگه: حمزه، ولی توخونه شیش كوچولو صدام میكنن!!
 
29-ملكة انگلیس داشته از یه بیمارستان بازدید میكرده، وارد یك اتاق میشن، میبینن مریضه داره رو تخت جلق میزنه! ملكه جا میخوره از رئیس بیمارستان میپرسه : اوه! آقا خواهش میكنم بفرمایید این چه وضعیتی است؟ رئیس بیمارستان جواب میده: چیزه! بله! ببخشید! یادم اومد. این مریض میزان ترشح اسپرمش خیلی زیاده، اگر روزی یه بار تخلیه نكنه حالش وخیم میشه! ملكه میگه : عجب! حالا فهمیدم! خلاصه ازونجا رد میشن، تو بخش بعدی وارد یك اتاق میشن، میبینن یك پرستاره داره برای یه مریض ساك میزنه! ایندفعه قبل ازین كه ملكه سئوال كنه، دكتره میگه : این مریض هم همون مشكل رو داره، ولی این بخش خدمات بهتری ارائه میده!!!

30-غضنفر نصفه شب میخواسته بره بشاشه، به زنش میگه: خانم جان، یك دقیقه این جای منو نگردار، من الان میام!!!
 
31-غضنفر سوار هواپیما میشه، میشینه كنار دست یك پیرمرده. خلاصه سر صحبت باز میشه و این دوتا نسبتاٌ با هم رفیق میشن. وسطای راه، یك مهمون دار میاد از پیرمرده میپرسه، پدر شما شكلات میل دارید؟ پیرمرده میگه: نه خیلی ممنون، من بواسیر دارم. مهمون داره از تركه میپرسه: شما چی؟ تركه میاد تریپ رفاقت بگذاره، میگه: نه مرسی. این رفیقمون بواسیر داره، باهم میخوریم!!!

32-غضنفر میره پرنده فروشی، میگه: من یك طوطی باهوش میخوام. یارو میبردش جلوی یك قفس، میگه: خانم این باهوش ترین طوطیه كه من تاحالا دیدیم. زنه به طوطیه میگه: سلام طوطی. طوطیه میگه: سلام خانم! زنه میگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با یه آقایی بیام خونه، تو چی میگی؟! طوطیه میگه: میگم سلام جنده خانم!! زنه بهش بر میخوره و میگه: واه! چه طوطیه بی ادبی! من اینو نمیخوام! یارو فروشندهه میگه: خانم شما اصلاً ناراحت نباشین. من دو هفته باهاش كار میكنم، اخلاقش درست میشه. خلاصه زنه دو هفته بعد میاد، به طوطیه میگه: سلام طوطی. طوطیه میگه: سلام خانم . زنه میگه: من اگه تو رو بخرم و ببرم خونه، بعد فردا با یه آقایی بیام خونه تو چی میگی؟! میگه: میگم سلا م خانم. خوش اومدین آقا! زنه میگه: اگه با دو تا آقا بیام چی؟! طوطیه میگه:‌سلام خانم،‌خوش آمدین آقایون! زنه میگه: اگه با سه تا آقا بیام چی؟! باز طوطی همونو میگه. خلاصه همینجور تعداد آقایون زیاد میشه تا میرسن به شیش تا آقا. یهو طوطیه شاكی میشه، میگه: ببین محمود آقا! نگفتم خانم جندست!!!
 
33-از غضنفر نوار مغزی میگیرند، میبینند بیست دقیقه اولش خالیه!!!
 
34-غضنفر با زنش دعواش میشه، خلاصه بعد از یك ساعت داد و بیداد و دعوا و مرافعه و اجرای مراسم سنتی چینی سر هم خورد كردن، یهو زنه میگه: اصلاً من میرم رشت و شروع میكنه جمع كردن اسباباش! مرده كف میكنه. میگه: خوب حالا چرا رشت؟! زنه میگه: آخه شنیدم اونجا واسه چیزی كه من یك عمر به تو مجانی دادم، بهم شبی بیست هزار تومن میدن! مرده هم تا اینو میشنوه، جنگی شروع میكنه چمدونشو میبنده و میگه منم میام!!
 زنه میگه: تو نكبت دیگه واسه چی میخوای بیای؟! مرده میگه: میخوام ببینم تو با سالی چهل هزار تومن چطور میخوای زندگی كنی؟!!

 
35-غضنفر میره واسه تلفن همراه ثبت نام میكنه، بهش میگن: تا سه ماه دیگه بهت تحویل میدیم. تركه هم رو كمربندش مینویسه: به زودی دراین مكان یك موبایل نصب خواهد شد!!!

36-میدونی فرق كیر خر با اتوبوس دو طبقه چیه؟! ...نه؟! پس بپا اشتباه سوار نشی!!!
 
37-میدونی غضنفرا به بچة اولشون چی میگن؟ مرحمتی دوستان! - به بچة دوم چطور - دوستان مارو شرمنده كردن!
به بچه سوم : دوستان دیگه شورشو درآوردن!!!
 
38-غضنفر صبح از در خونه میاد بیرون، میبینه سر كوچه یك پوست موز افتاده، با خودش میگه: ای داد بیداد، باز امروز قراره یك زمینی بخوریم!!!
 
39-دوتا جنینه تو شیكم مامانشون بساط عرق خوری راه انداخته بودن و داشتن پُكر بازی می كردن كه یهو یكیشون جنگی سیگارشو خاموش میكنه، میگه: جمعش كن، جمعش كن، بابا اومد!!!
 
40-استرالیا یك قورباغه هست، كه اگه بتونی ازش یك سوال بپرسی كه بگه نه، واسه هر یك نه پنج سانت كیرت كوتاه میشه. خلاصه یارو با هزار بدبختی و مصیبت خودشو میرسونه به قورباغهه، ازش میپرسه: خاله قورباغه، زن من میشی؟! قورباغهه میگه: نه و یهو كیر طرف پنج سانت كوچیك میشه. یارو یك نگاه میكنه، میبینه هنوز خیلی بلنده، باز میرسه: خاله قورباغه زن من میشی؟ باز قورباغهه میگه: نه و كیر طرف پنج سانت دیگه كوچیك میشه. یارو یك نگاه میكنه، میبینه تقریباٌ خوبه، ولی یك پنج سانت دیگه جا داره كوتاه شه. دوباره میپرسه: خاله قورباغه، زن من میشی؟ قورباغهه حوصلش سر میره، میگه: گفتم كه، نه نه نه نه نه!!!

41-غضنفر زن میگیره، شب اول تو حجله تا میان مشغول شن یهو عروس سكته میكنه میمیره! تركه خیلی ناراحت میشه، میگه: بابا اینكه نشد، اینهمه خرج كردیم و حالا یك دور هم نكنیم خیلی ستمه! میكنیم، به ملت میگیم بعد از كار مرد! خلاصه مشغول میشه، همچین كه نوك كار فرو میره یهو زنه شكه میشه و بلند میشه میشینه. تركه میزنه تو سرش شروع میكنه بلند بلند گریه كردن! عروسه میگه: بابا من زنده شدم، باید خوشحال باشی، چرا گریه میكنی؟ تركه وسط همون گریه زاریش، میگه: بابام! عروسه میگه: بابات چی؟ باز تركه میكوبه تو سرش، میگه: بــــابـــام! عروسه میگه: خوب بابات چی؟! تركه میگه: اگه میدونستم نمیگذاشتم بمیره!!!
 
42-شباهت برنامه كودك با پستون خانم ها: ...هردو مال بچه هاست، ولی اكثراٌ بزرگترها استفاده میكنند!!!
 
43-غضنفر داشته با پسرش از یك دهی رد میشده، پسرش ازش میپرسه: باباجون، چرا این آقاهه داره پستونای این گاوه رو میماله؟! رشتیه میگه: واسه اینكه این آقا میخواد این گاوو بخره، میخواد مطمئن شه كه مریض نیست. پسره یهو هول میكنه، میگه: اِاِاِِِ...بابایی... یعنی اكبرآقا هم میخواد مامانو بخره؟!!!

44-غضنفر صبح از خواب پا میشه میبینه چهارتا آجر گذاشتن زیرش، زنشو بردن!!!
 
45-به غضنفر میگن: میدونی امام حسین كجا دفن شده؟ میگه: نه. میگن: كربلا. میگه: ای خوشا به سعادتش!!!
 
46-غضنفر میره زیر ماشین، رفقاش با دمپایی میزنن درش میارن!!!

47-غضنفر میاد تهران بواسیرشو عمل میكنه، بعد میره شركت بیمه كه پولشو بگیره، اونجا بهش میگن چون شما تو قزوین بیمه هستید، باید برید همونجا پولتون رو بگیرید. خلاصه قزوینیه هم برمیگرده قزوین، میره شركت بیمه میگه: بالام جان من تهران عمل جراحی داشتم، گفتن بیام اینجا پولمو بگیرم. مسوول اونجا ازش میپرسه: شما كجاتون رو عمل كردین؟ قزوینیه میگه: بواسیرم رو. یارو میگه: اِهكی! بالام جان بیمه كه پول عمل زیبایی رو نمیده!!!
 
48-پسر دهاتیه داشته از صحرا برمی‌گشته خونه، میبینه یه دختری مثل پنجة آفتاب داره تو رودخونه خودشو می‌‌شوره. پسره وامیسته یه تریپ نگاه می‌كنه بعد یهو پا میگذاره به فرار، حالا ندو كی بدو. خلاصه میدوه تا می‌رسه به دهشون، رفیقش ازش می‌پرسه : حسنی چته؟ چرا فرار میكنی؟ حسنی ماجرای دختره رو تعریف می‌كنه و میگه: ننم گفته بود اگه به زن نامحرم نگاه كنم خدا منو سنگ می‌كنه،‌منم احساس كردم از یه جاییم دارم سنگ می‌شم!!

49-عربه و تركه میخواستن توی كون همدیگه بگذارن، قرار میگذارن هر كسی آخ بگه باید دربیاره دوباره بگذاره. اول عربه می‌گذاره، تركه خوارش گاییده میشه، ولی از ترس هیچی نمیگه و شروع می‌كنه سوت زدن. عربه كیرش رو درمیاره میگه: ولك باید دوباره بگذارم! تركه میگه: بابا من كه آخ نگفتم! عرب میگه: سوت كه زدی! تركه شاكی میشه، میگه: مادر قهوه 50 گرم گوشت رو میگذاری توی زودپز، ده دقیقه بعد صداش درمیاد، دو كیلو كیرو فرو كردی سوت هم نمیتونیم بزنیم؟!!
 
50-قزوینیه میمیره، اون دنیا به علت 70 سال بچه‌بازی مستمر میندازنش قعر دوزخ، پیش اژدهای دو سر! یك مدت میگذره طبقه‌های دیگه جهنم هی صدای آه و اوه و داد و بیداد می‌شنیدن. بالاخره دو سه تا از فرشته‌ها میرن پیش رئیس جهنم میگن: این بیچاره گناه داره، بگذار از پیش این اژدها بیاریمش بیرون. اونم میگه باشه. همچین كه در سلول قزوینیه رو باز می‌كنن، اژدهای می‌زنه بیرون، حالا ندو كی بدو! فرشته‌ها بهش میگن: ‌بابا خجالت بكش! آخه چرا داری در میری؟ اژدهای میگه: بابا این دهن منو سرویس كرده! الان دو ماهه گیر داده كه: بالام‌جان تو كه دو تا سر داری، پس اویكی كانت كجاست؟!!

51-غضنفر زن می‌گیره، آخر شب وقتی میرن تو حجله،‌زنه میبینه تركه رو كیرش یك ضربدر كشیده! ازش میپرسه: این یعنی چی؟ تركه میگه: ساك یادت نره!!!

52-به غضنفر میگن یك معما بگو، میگه اون چیه كه زمستونا خونه رو گرم میكنه تابستونا بالای درختو؟! یارو هرچی فكر میكنه جوابشو پیدا نمیكنه، میگه: نمیدونم، حالا بگو چیه؟ تركه میگه بخاری! یارو كف می‌كنه، میگه: باباجان بخاری زمستونا خونه رو گرم میكنه ولی تابستونا چه جوری بالای درختو گرم می كنه؟ تركه میگه: بخاریِ خودمه دوست دارم بگذارمش بالای درخت!!!
 
53-غضنفر شب پاهایی كه از زیر پتو بیرونه را میشماره میبینه یك جفت اضافه است،هول میشه، پاهای خودش رو جمع میكنه،‌دوباره میشمره،‌بعد با خیال راحت میخوابه!!!
 
54-شباهت زن و تقویم چیه؟! دوتاشون وقتی قرمزن تعطیلن!!!
 
55-تركه میره دكتر، از دكتره میپرسه: آقای دكتر، فكر می‌كنی من صد سال زندگی كنم؟! دكتره میگه: خوب بستگی داره. تركه می‌پرسه:‌یعنی چی آقای دكتر،‌به چی بستگی داره؟ دكتره میپرسه: ‌ببینم تو سیگار میكشی؟ تركه میگه:‌نه. دكتره می‌پرسه: عرق می‌خوری؟ تركه میگه:‌نه بابا آقای دكتر، این حرفها چیه؟‌!‌دكتره می‌پرسه: تریاك می‌كشی؟! تركه میگه: نه بابا تریاك چیه؟! دكتره میپرسه: خانوم بازی می‌كنی؟ تركه میگه: نه بابا زشته آقای دكتر! دكتره می‌پرسه: ببینم جلق چی؟ جلقم نمی‌زنی؟! تركه سرخ میشه، میگه:‌نه آقای دكتر، من غلط بكنم! دكتره شاكی میشه،‌میگه: پس آخه كس‌خل میخوای صد سال زنده باشی چه گهی بخوری؟!!!
 
56-زنه میره كفاشی، میگه: آقا یك كفش میخوام پشتش باز باشه، جلوش هم منگوله داشته باشه. كفاشه یك نگاهی بهش میكنه، میگه: خانم یهو بیا پاتو بكن تو كون من!!
 
57-تركه زن میگیره،‌منتها هچ رقم قانون بازی رو بلد نبوده! خلاصه میره پیش باباش میگه: ‌بابا من امشب چه غلطی بكنم؟! باباهه میاد فلسفی بازی دربیاره،‌میگه:‌هیچ نگران نباش! وقتی رفتین تو اتاق، اول هركار خانمت كرد تو هم بكن،‌بعد از یك مدت جو میگیردت ‌خودت میفهمی باید چیكار كنی! خلاصه شب میشه و عروس و داماد میرن تو حجله. زنه لخت میشه، تركه یك نگاه می‌كنه، زود لخت میشه. بعد زنه می‌خوابه رو تخت، تركه هم زود میره می‌خوابه رو تخت. زنه پاهاشو وا میكنه،‌با عشوه میگه: آااااه جونی! تركه هم پاهاشو وا میكنه،‌میگه: آااااه جونی! زنه میبینه این بابا حالیش نیست، میگه بگذار دیگه حسابی تحریكش كنم. یك بالشو ورمی‌داره میگذاره لای پاش می‌غلطه به چپ. تركه هم یك بالشو ورمیداره می‌گذاره لای پاش می‌غلطه به راست!‌زنه شاكی میشه، پامیشه لباساشو میپوشه كه بره. تركه می‌پرسه: كجا میری عزیزم؟ زنه میگه: ‌دارم میرم یكی رو از سر كوچه پیدا كنم، ‌تقه جفتمون رو بگذاره!!!
 
58-تهرانیه به تركه میگه: ‌بگو بلوط،‌تركه میگه: بلوط. تهرانیه میگه: كیرم تو گلوت! تركه حسابی بهش بر میخوره،‌با خودش میگه من باید حال اینو بگیرم. میره یه هفته فكر میكنه،‌هفته بعد میاد به تهرانیه میگه: بگو شلغم. تهرانیه میگه:‌شلغم. تركه میگه:‌كیرت تو حلقم!!
 
59-بچه پولداره شب ماشین بابا رو ور میداره بدون گواهینامه میزنه بیرون. تو راه یه افسرترك جلوش رو میگیره، میگه: كارت ماشین، گواهینامه. پسره جفت می‌كنه، میگه: حالا چه گهی بخورم؟! الان دهنمو میگاد. ور میداره یه هزاری میذاره كف دست یارو. تركه تو تاریكی نگاه میكنه به هزاری، یه دفعه زرد میكنه، خبردار وامیسه، میگه: ببخشید آقای خمینی، تو تاریكی نشناختمتون!!!
 
60-آخونده و عربه و رشتیه سوار هواپیمای لوفتانزا بودن، موقع نهاركه میشه، یه مهماندار خوشگل براشون غذا میاره. دختره وقتی میخواسته غذا رو بذاره جلوی آخونده، سینه هاش معلوم میشه، آخونده میگه:‌خدایا به راه راست هدایتش كن! نوبت كشیدن غذای عربه میشه ، عربه هم پستوناشو میبینه، میگه: خدایا راست شده تو هدایتش كن!! نوبت رشتیه كه میشه،‌باز سینه های خانم پیدا میشه، میگه: خدایا تو راستش كن من هدایتش میكنم!!!
 
61-یه كرمه میره بدنسازی كیر میشه! (آخه بدن سازی بسته بوده!!!)
 
62-زین پس به جای واژه غریب و نامانوس جنده خانه بگویید: پایگاه داده ها!!!
 
63-تركه و رشتیه و عربه نشسته بودن تو قایق و كیراشون رو انداخته بودن تو آب، رشتیه میگه: عجب آب سردیه! تركه میگه: عمقش هم زیاده!! عربه میگه: ولك زمینش هم نفت داره!!!
 
64-یه بابایی میمیره میره اون دنیا. اونجا هر چی حساب كتاب میكنن، میبینن این یارو كارای خوب و بدش میزونِ میزونه و نه میشه فرستادش جهنم،‌نه میشه فرستادش بهشت. میرن پیش خدا،‌میگن چیكار كنیم؟‌خدا بهشون میگه: ‌اشتباه میكنین، من بنده خودم رو میشناسم، یه بار دیگه حساب كنین. خلاصه اونقدر میگردن،‌تا بالاخره گوشه پروندش یه پنجاه تومنی پیدا میكنن، كه یارو یك بار داده بوده به گدا، سرهمون میفرستنش بهشت. یارو میره بهشت، روز اول میگه:‌كجاست اون میوه های بهشتی؟! درجا یك فرشته ظاهر میشه، می‌بردش دم میوه‌ها، یاروكلی حال میكنه. روز دوم میگه:‌كجاست اون نهرهای شراب؟! باز یك فرشته ظاهر میشه میبردش دم نهرهای شراب، خلاصه یارو یك روز هم اینجوری حال میكنه،‌روز سوم میگه: خوب راستی این حوری های بهشتی كجان ما یه حالی بكنیم؟! یه دفعه یه صدایی میاد: مرتیكه! پنجاه تومن دادی میخوای كس هم بكنی؟!!
 
65-تركه میمیره، اون دنیا هر چی حساب میكنن، می‌بینن كارای خوب و بدش برابره. از خدا میپرسن چی كار كنیم؟ میگه: ببرین بهشت و جهنم رو بهش نشون بدین، خودش هر كدوم رو خواست انتخاب كنه. تركه میره میبینه تو بهشت یه چند تا آخوند نشستن دارن تسبیح میندازن و صلوات میفرستن. بعد میره جهنم میبینه، همه جا تاریكه، تو آسمون یك عالمه ستاره دارن حركت می‌كنن. میگه:‌ما اون دنیا كه همش پیش آخوندا بودیم، دیگه این دنیا حوصلشون رو نداریم!‌همین جهنم بهتره!! خلاصه میره جهنم. همین كه اساسش وتحویل میگیره و وارد جهنم میشه،‌یه دفعه یه اژدها میاد تخماشو می خوره، یكی میاد چوب تو كونش میكنه و… خلاصه دهنش رو میگان. تركه شاكی میشه میگه:‌خدایا اون وقت كه من جهنم رو دیدم اینجوری نبود! این چه وضعشه؟! خدا میگه:‌بنده نادان! اون وقت كه تو!!! اومدی،‌مدتی بود با بهشت وجهنم كار نكرده بودیم، رفته بود روی اسكرین سیور.( screen saver)
 
66-به تركه میگن خیلی آقایی. میگه: ما بیشتر!!!

67-جاهله میره دستشویی وقتی میاد بیرون رفیقاش میبینن در كونش خونیه، میگن:‌چی شده؟! میگه:‌جاكش صداشو برای من بلند میكنه!!!

68-زن قزوینیه میره دادگاه میگه:‌آقای قاضی دیگه خسته شدم. میخوام طلاق بگیرم. این هر شب منو از كون میكنه! قاضی میگه:‌خواهر این كه خیلی مهم نیست، شما بیخودی زندگیت رو سر هیچ و پوچ نابود نكن! زنه میگه: آخه آقای قاضی، روزی كه من اومدم خونه این، سوراخم اندازه یه دو ریالی بود حالا اندازه یه دو تومنی شده! قاضیه میگه: ای بابا، آدم كه واسه هیجده ریال زندگیش رو به هم نمیزنه!!!

69-تركه سربازیش تموم میشه، وقتی كارت پایان خدمتشو بهش میدن، نگاه میكنه میگه: ‌ای بابا، من كه ازینا چهارتا دارم!!!

70-یارو زنه زبونش می‌گرفته، میره سبزی‌فروشی می‌خواسته نارنگی بخره،‌میگه: بی‌دحمت لیم كیلو لالنگی بدین! یارو هم شاگردش رو صدا می‌كنه، میگه: اوهوی حسنی!‌نیم كیلو خیار بده خانم!!!

71-تركه میشینه سر كوچه، كوچه میره تو كونش!!!

72-اردبیل زلزله میاد،‌تركه زنگ میزنه مسئولیتش رو بر عهده میگیره!!!

73-تركه میره مشهد حرم امام رضا رو میبینه، میگه: امام رضا! قربونت برم! تو بااین همه طلا چرا هشتم شدی؟!!!

74-تركه میخواسته بره بهشت زهرا، ‌گل گیرش نمیاد كمپوت می‌بره!!!
 
75-تركه با كُت وزیر شلواری تو خونشون نشسته بوده. ازش می‌پرسند: واسه چی تو خونه كت پوشیدی؟ میگه: آخه شاید مهمون بیاد! میپرسن: پس چرا دیگه زیر شلواری پوشیدی؟! میگه: خوب شاید هم نیاد!!!

76-عربه و مسیحیه میخواستن همدیگه رو بكنن. اول مسیحیه میاد بكنه، عربه میگه: یا عیسی مسیح! مسیحیه هم وقتی اینو می‌شنوه به احترام مسیح،‌آروم میكنه. بعد نوبت عربه میشه، مسیحیه میاد همون كلكو به عربه بزنه، میگه:یا علی! عربه هم میگه: علی یارت! تا دسته یارو رو میكنه!!!

77-تركه رستوران میزنه، رو درش مینویسه: وقت نهار و نماز تعطیل است!!!

78-پیر زنه میره دارو خونه همینجور كه داشته به خودش میپیچیده میگه : (آه!) اقا (آه!) كیر (آی!) مصنوعی (آه!) دارین (آ..ه)؟ یارو میگه : آره . زنه میگه : وای مادر (آه!) الهی (آاا..ه!)پیر شی (آه) چطوری (آه!) خاموش میشه؟!!
 
79-سیاه پوسته میگوزه، زنش تا یه هفته داشته از رو زمین دوده جمع میكرده!!!
 
80-تركه كفترشو گم میكنه ، تو روزنامه آگهی میده: بیوه بیو!!
 
81-تركه میره راهپیمایی، می‌بینه شلوغه برمیگرده!!!
 
82-تركه تو یك دهی دكتر بوده ، میخواسته به یك زنه آمپول بزنه. زنه ازین شلیته‌های لایه لایه پاش بوده، هرچی تركه دامناش رو بالا میزده، تموم نمیشده. آخر تركه شاكی‌میشه به زنه میگه: ببخشید خانم، كون شما صفحه چنده؟!!
 
83-تركه رفته بوده استخر، مسؤول اونجا می خواسته واسه شاشیدن تو آب جریمش كنه. تركه داد و بیداد می كنه كه:‌خوب بابا همه تو آب می شاشند! یارو میگه: ‌آره، ولی نه از رو دایو!!!
 
84-تركه میره تو خواربار فروشی میگه: نیم كیلو پنیر بدین، یارو بهش میگه: ببخشید، شما تركین‌؟ میگه: از كجا فهمیدین؟ میگه: از لهجتون. تركه با خودش میگه: من باید این لهجمو درست كنم. پا میشه میره خارج بعد از ده سال برمیگرده، میره همون جا میگه: آقا نیم كیلو پنیر بدین. یارو باز میگه: آقا شما تركین؟ میگه: اِاِا... از كجا فهمیدی؟ مگه من هنوز لهجه دارم. یارو میگه: نه، ولی آخه اینجا پنج ساله كه بانك شده!!!
 
85-تركه با پسرش رفته بوده دزدی، پاسبونه می‌بینتشون. دوتایی میزنند به چاك، پاسبونه هم می‌گذاره دنبالشون و داد میزنه: كره خر!‌واستا!! پسر تركه وامیسته میگه: بابا منو شناسایی كردن، تو برو!!!
 
86-تركه داشته با نافش بازی میكرده، یهو كونش میفته!!

87-تركه با دوست دخترش میره كوه، همینجوری كه داشتن میرفتن یه دفعه نیرو انتظامی میریزه. سربازه بهش میگه: شما اینجا چی كار میكنین؟ این خانوم كیه با هات؟ تركه میگه: من كه كوه نوردِ حرفه‌ایم، اینم وقتی من اومدم همینجا بود، مثل اینكه كُس كوهیه!!!
 
88-تركه میخواسته زیردریایی آمریكاییا تو خلیج فارس رو غرق كنه، در میزنه فرار میكنه!!!

89-پسره زبونش میگرفته، صبح دیر میره مدرسه، خانوم معلمشون میگه: چرا دیر اومدی؟! میگه: خانم لام دول بود! خانمشون میگه: خوب عزیزم من هر شب لام دوله ولی ببین چه زود میام!!!
 
90-یارو كیرش قطع میشه، میره دكتر. دكتره بهش میگه یك پیوند خیلی جدید كشف شده، ولی هنوز رو انسان امتحان نشنده، دانشمندا به این نتیجه رسیدن كه خرطوم بچه فیل رو میشه به جای آلت تناسلی مرد پیوند زد، می‌خواید شما این عمل رو امتحان كنید؟ یارو هم می‌بینه هیچ چاره دیگه‌ای نداره، میگه: باشه، به هرحال از بی‌كیری كه بهتره! خلاصه عمل با موفقیت تموم میشه و یارو میره دنبال كار و زندگیش. بعد از یه هفته برمی‌گرده پیش دكتر میگه: آقای دكتر! به دادم برس، دهن من سرویس شد! دكتر میگه: چرا؟ چی شده؟! میگه: بابا این كیر ما هرچی تو خیابون میبینه رو وَر میداره میكنه تو كون ما!!!

91-تركه بچش نمیخوابیده، بهش ژل میزنه!!! 

92-تو جزیره آدم‌خورا یك بابایی میره ساندویچ فروشی، یك ساندویچ مغز سفارش میده. ساندویچیه میگه: میشه 2 تومن. مرده عصبانی میشه میگه: یعنی چی؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پیش یك تومن بود! ساندویچیه میگه: آخه این مغز تهرونیه، بابا ‌بالاخره یك كلاس خاص خودشو داره. مردك هم ساندویچش رو میخوره و چیزی نمی‌گه. هفته دیگه میاد دوباره یك ساندویچ مغز سفارش میده، این دفعه ساندویچیه میگه:‌شد 10 تومن! یارو خیلی شاكی میشه، میگه‌: بابا چه خبرته؟! ساندویچیه میگه: آخه عزیز من،‌این دفعه مغز رشتیه، كلی فسفر داره به جان تو! باز طرف چیزی نمی‌گه و پول و میده و ساندویچش رو می‌خوره. هفته بعد دوباره میاد و یك ساندویچ مغز سفارش میده، این دفعه ساندویچیه میگه: میشه 100 تومن! یارو دیگه پاك شاكی میشه و ساندویچ رو می‌كوبه رو میز داد میزنه: مادر قهوه!‌این چه مسخره بازیه دراوردی؟!! ساندوچیه میگه:‌آخه عزیز من،‌این یكی مغز تركه،‌باید 1J0 تا كله بشكنیم تا ازش یك ساندویچ دربیاد!!!
 
93-تركه تو مانور شركت میكنه، اسیر میشه!!!

94-تركه می خواسته چشمای بچش عسلی شه؛ تخماش روهفت دقیقه میندازه توآبجوش!

95-زنه تو خیابون داشته لنگ لنگان راه میرفته، لوطیه بهش میگه: خدا بد نده آبجی؟! زنه میگه: ‌خدا بد نداده، خودم بد دادم!!!

96-رفیق رشتیه میاد خونش مهمونی. وارد اتاق كه میشه، میبینه یه تفنگ به دیوار آویزونه. می پرسه: این واسه چیه؟ رشتیه میگه: واسه حفظ ناموس! خلاصه یارو حساب كار خودشو می كنه. شب ردیف تو اتاق خوابیده بودند، زنه میگه:{با خروپف}
تفنگ خرابه! دخترش میگه:{خروپف} فشنگ نداره! رشتیه میگه: منم كه خوابم{خروپف}!!

97-به تركه میگن راسته كه میخوای زن بگیری؟ تركه به كیرش نگاه میكنه، میگه: گویا!!

98-رشتیه با یه زن و شوهر تو كوپه قطار بوده، زن و شوهر سخت مشغول كار خیر بودند. مرده ضمن كار هی میگفته: اگه پسر بشه اسمشو میذارم كامبیز، اگه پسر شد حتما اسمشو میذارم كامبیز. تو همین حال یه دفعه قطار از ریل خارج میشه و شوهره از قطار پرت میشه بیرون. بعد از یك مدتی زنه پامیشه داد میزنه: اِه! شوهرم كو؟! رشتیه همینجوری كه صورتشو پاك میكرده میگه: خانم من شوهرتونو نمیدونم اما آقا كامبیز كه اینجاست!!

99-تركه اسمش مراد بوده، ازش می پرسند چرا اسمتو گذاشتن مراد؟ میگه آخه من آب نطلبیده بودم!!
 
100-تركه یبوست داشته، میره دكتر. دكتر یك نسخه براش می نویسه بهش میگه: این قرصها رو میخوری، این شیاف رو هم استعمال میكنی. تركه میگه: آقای دكتر استعمال میكنم یعنی چی؟ دكتره بهش میگه: عزیزم یعنی باید یه جوری به بدنت برسونی . تركه میگه: یعنی چی؟ یعنی بخورمش!؟ دكتره میگه: ببین عزیز من! باید یه جوری به بدنت برسونی اما نه از دهن. تركه میگه: یعنی از گوشم؟! ... دكتره حوصلش سر میره با خنده میگه: باباجون باید بكنیش تو كونت! تركه هم میگه : ببین اقای دكتر خودت شوخی رو شروع كردی ها، منم كیرم تو دهنت!!!
 



نوع مطلب : اس ام اس عاشقی و فلسفی و طنز و جوک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 1 مرداد 1389 :: نویسنده : رسول رستمی
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2   
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات