تبلیغات
دوستانه - صمیمانه - شفاعات و کرامات حضرت ابوالفضل (ع) 3
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : رسول رستمی
نویسندگان
نظرسنجی
سلام دوست عزیز . نظرتون در مورد این وبلاگ چیه ؟









برچسبها
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
دوستانه - صمیمانه
ما ایرانی هستیم و باید از حق خودمان در برابر دشمنان دفاع کنیم.




به عنایت قمر بنى هاشم علیه السلام بچه فلج به راه افتاد
جناب آقاى شیخ محمد باقر مروى از طلاب حوزه علمیه مشهد مقدس در اوائل خرداد ماه سال 1379 شمسى بود در بغداد حرم امامین جوادین علیهم السلام این كرامت را نقل كردند و نوشته اى به این جانب دادند كه در جلد سوم چاپ شود اینك ملاحظه مى فرمایید:
یكى از نوكران و مداحان اهل بیت علیهم السلام ازمشهد على بن موسى الرضا علیه السلام به 

قصد زیارت اباعبدالله الحسین علیه السلام مشرف مى شود. وقتى به حرم مطهر امام حسین علیه السلام و اباالفضل العباس ‍ علیه السلام مى رود یادش مى آید هر كس وارد حرم ابوالفضل العباس ‍ علیه السلام بشود اگر سه حاجت بخواهد ایشان كسى را ناامید بر نمى گرداند. دست به دعا بر مى دارد: آقا ابوالفضل العباس علیه السلام ، من یك پسر پنج ساله معلول دارم یك تكه گوشت در خانه افتاده ، و قدرت حرف زدن ندارد، از تو مى خواهم كه حداقل این بچه بتواند راه برود و حركت كند و خودش غذا بخورد. دیگر نخواستم كه این بچه صحبت كند. زیارت اباالفضل علیه السلام و امام حسین علیه السلام و موسى بن جعفر علیه السلام و جواد الائمه علیه السلام را انجام دادم ، به مشهد آمدم و وارد منزل شدم . مردم به دیدنم آمدند، بعد از یك روز مادرش به من گفت : حاجى رضا زاده بیا كه بچه مى تواند راه برود و حركت كند، ابوالفضل علیه السلام به ما عنایت كرده و شفا داده ، پدرش پشیمان مى شود چرا من نخواستم كه حرف هم بزند.
ناقل : محمد باقر مروى بهادران امام جماعت مسجد جواد الائمه علیه السلام امام رضا علیه السلام . بیستم صفرمشهد كه یك شب مانده به اربعین اباعبدالله علیه السلام در حرم مطهر باب الحوائج و جواد الائمه علیهماالسلام نوشته شد.
شیخ محمد باقر مروى

. حضرت ابوالفضل علیه السلام فرمود او را ببخشید، دست ازمن برداشتند
عالم متقى ، جناب حجة الاسلام و المسلمین حاج شیخ عباس طهرانى (رحمه الله ) كه در كتابخانه مدرسه حجتیه قم افاضه مى فرمود، در كتاب دین و وجدان چند حكایت در رابطه با افراد جن زده و راه خلاصى آنها آورده است كه یكى از آن حكایات مربوط به كرامت حضرت قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام است . ایشان مى فرماید:
یكى از زنانى كه سال هاست او را مى شناسم و به صدق گفتارش یقین دارم گفت : مقدارى سیب زمینى داخل ظرفى گذاشته و پختم ، به آشپزخانه رفتم تا آن را بیاورم ، آب بسیار داغى داشت ، بدون این كه نام خدا را ببرم به كف آشپزخانه ریختم و سیب زمینى ها را آوردم و با مادرم خوردیم و خوابیدیم و نیمه هاى شب ناگهان سنگین شدم ، به طورى كه حالت غشى و بى هوشى به من دست داد. مادرم از صداى ناله من بیدار شد و به بالینم آمد. او كه حالت رقت انگیزم را مى دید. مرا مالش مى داد ولى افرادى كه مادرم آنها را نمى دید، مرا مى زدند. من با التماس و زارى به آنها مى گفتم : تقصیر من چیست ؟ سرانجام آنها را به حضرت عباس علیه السلام قسم دادم كه دست از سر من بردارید. اما آنها در پاسخ مى گفتند: چرا آب داغ راریختى و كودك ما را سوزاندى ؟ در این میان شخص بلند قامتى ظاهر شد و به آنهاگفت : بس ‍ است او را ببخشید و دست از سرش بردارید، كودك شما فقط مویش ‍ سوخته ، تنش كه سالم است ! آنها در اثر شفاعت این شخص كه به نظرم حضرت عباس علیه السلام مى آمد، دست از من برداشتند و رفتند، و من به هوش آمدم و به حالت طبیعى برگشتم ، تا این كه چند شب دیگر كه مى خواستم به همان آشپزخانه بروم همین كه به آن جا نزدیك شوم ، صدایى شنید كه مى گفت : (هنوز چشمت نترسیده ؟). (139)
ادب اباالفضل علیه السلام

ایمان و وفا سایه بالاى تو بود

ایثار على نقش به سیماى تو بود

گر لب نزدى به آب دریا عباس

دریاى ادب میان لب هاى تو بود (140)

برای اطلاعات بیشتر به این وبلاگ نگاهی بندازید .

WWW.RRostami66.mihanblog.com






نوع مطلب : حضرت ابوالفضل (ع )، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 2 خرداد 1391 :: نویسنده : رسول رستمی
نظرات ()
دوشنبه 27 شهریور 1396 07:58 ق.ظ
I am really grateful to the owner of this website who has shared this great article at here.
دوشنبه 16 مرداد 1396 07:10 ق.ظ
Thanks for sharing your info. I truly appreciate your efforts and I will be waiting for your further post thanks once again.
یکشنبه 15 مرداد 1396 05:05 ب.ظ
Great web site you have got here.. It's hard to find quality writing like yours these days.
I really appreciate people like you! Take care!!
جمعه 13 مرداد 1396 04:52 ب.ظ
Write more, thats all I have to say. Literally, it seems as though you relied on the video to make your point.
You obviously know what youre talking about, why throw away your intelligence
on just posting videos to your weblog when you could be giving us something enlightening to read?
یکشنبه 27 فروردین 1396 02:19 ب.ظ
Hi friends, fastidious paragraph and fastidious arguments commented here, I am truly
enjoying by these.
شنبه 19 فروردین 1396 01:50 ب.ظ
In fact when someone doesn't be aware of after that its up to other visitors
that they will assist, so here it takes place.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر